سه میثاق الهی و مسئولیت امتها
مقدمه: برگزیدگی بنیاسرائیل به چه معناست؟
سخنران در آغاز، بحث را به موضوعی پیوند میدهد که در جلسات پیشین مطرح شده بود: مأموریت پیامبران برای برقراری حکومت الهی بر زمین و نقش امتها در تحقق این مأموریت. او با اشاره به حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام، معتقد است که هر دو برای تحقق این هدف مبعوث شدند، اما همراهی مردم به اندازهای نبود که این مأموریت به نتیجه نهایی برسد.
در ادامه، بحث به مسئله برگزیدگی بنیاسرائیل میرسد. سخنران میگوید یکی از برداشتهای رایج در میان برخی جریانهای یهودی از مفهوم «قوم برگزیده» این است که آنان خود را از دیگر انسانها برتر میدانند؛ گویی خداوند آنان را بهعنوان فرزندان خاص خود پذیرفته و بهشت را برای آنان تضمین کرده است و دیگر ملتها از چنین جایگاهی برخوردار نیستند.
اما پرسش اصلی این جلسه، از نگاه سخنران، این نیست که جمعیت کنونی یهودیان تا چه اندازه با بنیاسرائیل تاریخی تطابق دارند یا بررسیهای ژنتیکی درباره این موضوع چه میگویند. او میخواهد معنای قرآنی برگزیدگی را بررسی کند.
سخنران به آیهای از قرآن اشاره میکند:
«وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَىٰ عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ»
او این برگزیدگی را به معنای سپردن علم و معرفت الهی به بنیاسرائیل میداند؛ یعنی آنان انتخاب شدند تا این معرفت را دریافت کنند و به دیگر انسانها برسانند. از نظر او، برگزیدگی امتیاز نژادی یا تضمین رستگاری نیست، بلکه مسئولیتی است که با تعهد و امانتداری همراه است.
برای توضیح این مسئولیت، سخنران سه میثاق قرآنی را مطرح میکند.
۱. میثاق نخست: عهد پیامبران با خداوند
نخستین میثاق در آیه هفتم سوره احزاب آمده است:
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا»
در این آیه، خداوند از پیامبران پیمان میگیرد و بهطور ویژه از پنج پیامبر اولوالعزم نام میبرد: حضرت محمد، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی علیهمالسلام.
سخنران این میثاق را در امتداد عهدی میداند که خداوند در عالم پیشین از انسانها گرفته است؛ همان عهد معروف به «ألست». در آن مرحله، انسانها به ربوبیت خداوند اقرار کردند:
«أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ»
از این منظر، فرستادن پیامبران فرصتی دوباره برای آشکار شدن میزان وفاداری انسانها به آن عهد نخستین است. پیامبران میآیند تا پیام الهی را به مردم برسانند و زمینهای فراهم کنند که معلوم شود چه کسانی بر پیمان خود باقی میمانند و چه کسانی آن را انکار میکنند.
بنابراین، میثاق پیامبران صرفاً دریافت وحی و برخورداری از مقام نبوت نیست؛ آنان موظفاند پیام الهی را به مردم برسانند تا امکان هدایت و آزمون انسانها فراهم شود.
۲. میثاق دوم: پیمان پیامبران با پیامبر اسلام
دومین میثاق در آیه ۸۱ سوره آلعمران مطرح شده است:
«وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ»
بر اساس این آیه، خداوند از پیامبران پیمان میگیرد که اگر کتاب و حکمت به آنان عطا شد و سپس پیامبری آمد که آنچه را نزد آنان است تصدیق میکند، باید به او ایمان بیاورند و یاریاش کنند.
نکتهای که سخنران بر آن تأکید دارد، این است که در این آیه حتی پیامبران نیز موظفاند به پیامبر بعدی ایمان بیاورند و او را یاری کنند. از نظر او، این موضوع نشاندهنده جایگاه ویژه پیامبری است که همه پیامبران پیشین مأمور به تصدیق و حمایت از او شدهاند.
سخنران این پیامبر را حضرت محمد بن عبدالله، رسول خدا، میداند و نتیجه میگیرد که پیامبران دیگر نیز در چارچوب این پیمان، مؤمن و یاور ایشان هستند. او به سخنی از رهبر شهید انقلاب اسلامی اشاره میکند که پیامبر اسلام را اعظم و افضل و مقدم بر دیگر پیامبران معرفی کرده است.
برای نشان دادن نمود بیرونی این پیمان، سخنران به ماجرای معراج اشاره میکند: در بیتالمقدس، پیامبران به پیامبر اسلام اقتدا کردند و ایشان پس از آن به معراج رفتند. از نگاه سخنران، این واقعه تجلی عملی همان میثاقی است که در عالم پیشین میان پیامبران و رسول خدا برقرار شده بود.
پس در این بخش، دو میثاق از یکدیگر متمایز میشوند: نخست، پیمان پیامبران با خداوند برای رساندن پیام الهی؛ و دوم، پیمان آنان برای ایمان آوردن به پیامبر اسلام و یاری او.
۳. میثاق سوم: مسئولیت دریافتکنندگان کتاب در برابر مردم
سومین میثاق در آیه ۱۸۷ سوره آلعمران مطرح میشود:
«وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ»
در این آیه، خداوند از کسانی که کتاب به آنان داده شده پیمان میگیرد که آن را برای مردم بیان کنند و چیزی از آن را پنهان نکنند.
سخنران توضیح میدهد که دریافتکنندگان کتاب تنها پیامبران نیستند؛ پیروان پیامبران نیز پس از دریافت و پذیرفتن کتاب، در برابر آن مسئولیت دارند. پیامبر کتاب را مستقیماً از خدا دریافت میکند و مؤمنان آن را از طریق پیامبر به دست میآورند، اما هر دو در شمار کسانی قرار میگیرند که کتاب به آنان داده شده است.
برای روشن شدن این مسئولیت، سخنران میان سه گروه تمایز میگذارد:
-
پیامبران که کتاب را از خدا دریافت میکنند؛
-
مؤمنانی که پس از پیامبر، کتاب را در اختیار دارند؛
-
عموم مردم که هنوز آن پیام را نپذیرفتهاند و باید امکان آشنایی با آن را پیدا کنند.
پیامبران وظیفه دارند کتاب را به مردم برسانند. پس از آنان نیز کسانی که کتاب را در اختیار دارند، باید این مسئولیت را ادامه دهند. سخنران این گروه را در معنایی گسترده، وارثان پیامبران میداند و در دوران غیبت، عالمان و فقها را نیز در این جایگاه قرار میدهد.
به بیان دیگر، کتاب الهی نباید به میراثی اختصاصی برای یک گروه محدود تبدیل شود. کسانی که آن را دریافت کردهاند، وظیفه دارند محتوای آن را برای دیگران آشکار کنند و مانع دسترسی مردم به آن نشوند.
۴. مقایسه عملکرد یهودیان و مسیحیان در برابر کتاب الهی
سخنران پس از توضیح میثاق سوم، آن را با عملکرد پیروان حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام مقایسه میکند.
او معتقد است یهودیان کتاب الهی را برای خود نگه داشتند و آن را بهعنوان میراثی اختصاصی تلقی کردند؛ در نتیجه، به وظیفهای که بر اساس میثاق الهی داشتند، عمل نکردند. از نظر او، آنان بهجای آنکه معرفت الهی را به دیگر ملتها برسانند، آن را در محدوده خود محصور کردند.
در مقابل، سخنران معتقد است مسیحیان در اصلِ عمومی دانستن دعوت حضرت عیسی، مسیر متفاوتی در پیش گرفتند. آنان پیام مسیحیت را محدود به بنیاسرائیل ندانستند و آن را به دیگر ملتها نیز عرضه کردند. با این حال، از دیدگاه سخنران، مشکل اصلی در محتوایی بود که منتشر شد: کتابی که به مردم عرضه شد، همان متن اصیل و اولیه نبود و در روند انتقال و ترجمه، دچار تغییراتی شده بود.
او برای توضیح این ادعا به زبان آرامی و ترجمههای بعدی متون مسیحی اشاره میکند. به گفته سخنران، وقتی یک متن از زبان اصلی به زبانهای مختلف ترجمه میشود، ممکن است واژههایی که در متن اصلی معنای مشخص و پیوندهای معنایی مشترکی دارند، در ترجمههای مختلف به شکلهای متفاوتی برگردانده شوند. در این صورت، خواننده دیگر نمیتواند ارتباط میان کاربردهای مختلف یک واژه را بهدرستی تشخیص دهد.
سخنران مثالهایی از واژههایی مانند «بکه» و «صلا» مطرح میکند. او معتقد است «بکه» که نام مکانی است، نباید بهصورت معنایی ترجمه شود؛ همانطور که نام اشخاص و مکانها معمولاً باید حفظ شود. همچنین به واژه «صلا» اشاره میکند که به گفته او در ترجمههای مختلف، گاهی به معنای عشق، گاهی دعا و گاهی مفاهیم دیگر برگردانده شده است. از نگاه او، اگر خواننده متن اصلی را در اختیار داشت، میتوانست پیوند میان این کاربردها را بهتر درک کند.
در نتیجه، سخنران دو نوع کوتاهی در برابر میثاق الهی را از یکدیگر تفکیک میکند:
-
یهودیان، به تعبیر او، کتاب را در محدوده خود نگه داشتند و آن را در اختیار دیگر مردم قرار ندادند.
-
مسیحیان پیام خود را به جهان عرضه کردند، اما به اعتقاد سخنران، متن اصیل را بهدرستی حفظ نکردند و آنچه به مردم رسید، با متن اولیه تفاوت داشت.
او این دو رفتار را مصداق عمل نکردن به مسئولیت الهیِ بیان کتاب و پنهان نکردن آن میداند.
۵. جمعبندی: برگزیدگی، مسئولیت است نه امتیاز نژادی
محور اصلی استدلال سخنران را میتوان در ارتباط میان سه میثاق خلاصه کرد:
1. خداوند از پیامبران پیمان گرفت که پیام الهی را به مردم برسانند.
2. از پیامبران پیمان گرفت که در صورت ظهور پیامبری که پیام پیشین را تصدیق میکند، به او ایمان بیاورند و یاریاش کنند؛ سخنران این پیامبر را حضرت محمد میداند.
3. از دریافتکنندگان کتاب پیمان گرفت که آن را برای مردم تبیین کنند و چیزی از آن را پنهان نسازند.
بر اساس این چارچوب، برگزیدگی بنیاسرائیل به معنای برخورداری از امتیازی دائمی و نژادی نیست؛ بلکه به معنای سپرده شدن مسئولیتی بزرگ به آنان است. آنان باید معرفت الهی را دریافت و به دیگر انسانها منتقل میکردند. از نظر سخنران، کوتاهی در انجام این وظیفه سبب شد که این برگزیدگی بهجای آنکه نشانه امتیاز باشد، به موضوعی برای بازخواست و نقد تبدیل شود.
در پایان، سخنران بحث را با تلاوت سوره کوثر به پایان میرساند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»
و سپس بر پیامبر و خاندان ایشان درود میفرستد.
یادداشت تدوین
این متن بر اساس محتوای سخنرانی تنظیم شده است. برای خوانایی بیشتر، تکرارها، مکثها و بخشهای حاشیهای گفتار حذف یا فشرده شدهاند و مطالب در قالب یک متن پیوسته و موضوعبندیشده بازنویسی شدهاند. آیات قرآنیِ قابل تشخیص با صورت رایج عربی آورده شدهاند. دیدگاهها و تفسیرهای تاریخی، زبانی و دینی مطرحشده در متن، بازتابدهنده نظر سخنران هستند و در این تدوین بهعنوان ادعاهای مستقلاً بررسیشده یا تأییدشده ارائه نمیشوند.