آخرین نوشته ها

سفره قرآن، ۱ مِی ۲۰۲۶، عهد خونین عشق

 

 


 

عهد خونین عشق؛ وفاداری به پیمان الهی و معنای جهاد در قرآن

مقدمه: از اطاعت پیامبر تا عهد مستقیم با خدا

در جلسه پیش درباره جایگاه پیامبر در قرآن و وظیفه مؤمنان در برابر او صحبت کردیم. رسالت پیامبر صرفاً این نیست که پیامی را به مردم برساند و سپس کنار برود؛ بلکه مردم وظیفه دارند از او اطاعت کنند و فرمانش را در زندگی خود به اجرا بگذارند.

همچنین از سه عهد سخن گفتیم: عهد خدا با پیامبران، عهد پیامبران با یکدیگر و عهد مردم با پیامبران. در این جلسه به عهد دیگری می‌پردازیم که در واقع میان مردم و خود خداوند بسته می‌شود؛ عهدی که پیامبر واسطه آن است. از آنجا که پیامبر واسطه فیض میان خدا و خلق است، پیمانی که با او بسته می‌شود، در حقیقت پیمانی با خداست و وفاداری به آن نیز از مسیر او معنا پیدا می‌کند.

این عهد را می‌توان با آیه‌ای از سوره احزاب شناخت؛ آیه‌ای که به‌ویژه هنگام سخن گفتن از شهید و شهادت خوانده می‌شود:

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

در میان مؤمنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بسته بودند وفادار ماندند؛ برخی از آنان پیمان خود را به پایان رساندند و برخی دیگر همچنان در انتظارند، و هیچ تغییری در عهد خود نداده‌اند.

این آیه از کسانی سخن می‌گوید که در پیمان خود با خدا صادق بوده‌اند؛ گروهی که جان خود را در این راه داده‌اند و گروهی که همچنان بار مسئولیت آن عهد را بر دوش دارند.

شهید؛ گواهی که با خون خود حقانیت مسیرش را آشکار می‌کند

در هفته گذشته دو مناسبت مهم وجود داشت. نخست، شهادت مظلومانه امام جعفر صادق علیه‌السلام؛ شهادتی که جزئیات تاریخی آن به‌روشنی در دسترس نیست. آنچه به‌طور کلی می‌دانیم این است که ایشان مسموم شدند، اما فضای خفقان و پنهان‌کاری حکومت منصور دوانیقی چنان بود که حتی ممکن بود مرگ ایشان به‌عنوان مرگی طبیعی ثبت شود و حقیقت ماجرا آشکار نگردد.

برای فهم معنای شهادت، باید به معنای خود واژه توجه کنیم. شهید یعنی گواه. کسی که در راه خدا کشته می‌شود، با شهادت خود بر حقانیت مسیری که در آن قدم گذاشته گواهی می‌دهد و در همان حال، ظلم و ستم ستمگران را آشکار می‌کند.

در مورد امام صادق علیه‌السلام، این احتمال وجود داشت که شهادت ایشان در سایه همان فضای خفقان‌آلود پنهان بماند. اما بنا بر روایت مطرح‌شده در این جلسه، ایشان با وصیتی هوشمندانه مانع از آن شدند که حقیقت ماجرا به‌سادگی از میان برود.

پس از رحلت امام، منصور دوانیقی به حاکم مدینه دستور داد جانشین امام جعفر بن محمد را گردن بزند. حاکم پاسخ داد که اگر قرار باشد به این وصیت عمل کند، ابتدا باید خود منصور و سپس خود او کشته شوند؛ زیرا امام در وصیت‌نامه خود شش نفر را به‌عنوان افراد مورد وصیت معرفی کرده بود که منصور نیز در میان آنان قرار داشت. موسی بن جعفر علیه‌السلام نیز یکی از این شش نفر بود.

این وصیت، با توجه به شناخت مردم از شخصیت علمی و معنوی امام و جایگاه ایشان، پرسش مهمی ایجاد می‌کرد: چرا منصور در کنار فرزند امام قرار گرفته است؟ این وصیت به‌گونه‌ای تنظیم شده بود که نشان دهد ماجرا یک مرگ طبیعی و عادی نیست. به این ترتیب، امام حتی از طریق وصیت خود نیز بر حقیقت شهادتش گواهی داد و ستمگر را رسوا کرد.

مناسبت دوم، چهلمین روز شهادت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. سخنران شهادت ایشان را نیز نمونه‌ای از معنای گواه بودن شهید می‌داند. به گفته او، دشمنان و مخالفان چنین تبلیغ می‌کردند که رهبران جمهوری اسلامی در صورت حمله پنهان خواهند شد و مردم باید فقط به فکر نجات خود باشند. اما به تعبیر سخنران، شهادت رهبر انقلاب این تبلیغات را بی‌اثر کرد؛ زیرا او در جایگاه بالاترین مقام کشور، نخستین کسی بود که در معرض آسیب قرار گرفت و کشته شد.

از نگاه سخنران، این واقعه هم تبلیغات مربوط به ترس و پنهان‌شدن رهبران را باطل کرد و هم نقشه دشمنان را برای القای شکست و ناامیدی در میان مردم برملا ساخت.

بنابراین، شهید تنها کسی نیست که جان خود را از دست می‌دهد؛ او با شهادت خود حقیقتی را آشکار می‌کند، بر مسیر حق گواهی می‌دهد و چهره ظلم را نمایان می‌سازد.

عهد مؤمنان با خدا؛ پیمانی که در میدان آزمون آشکار می‌شود

اما پرسش اصلی این است: آن عهدی که مؤمنان در آیه سوره احزاب بر آن استوار مانده‌اند، دقیقاً چیست؟

برای پاسخ باید به آیات پیشین همین سوره بازگردیم. در این بخش، قرآن ماجرای جنگ احزاب و محاصره مسلمانان را یادآوری می‌کند؛ زمانی که گروه‌های مختلف دشمن از اطراف به مدینه حمله کردند و مسلمانان در شرایطی بسیار دشوار قرار گرفتند.

ترس و فشار چنان شدید بود که برخی دچار تزلزل شدند و حتی درباره وعده‌های خدا و پیامبر تردید کردند. منافقان و کسانی که در دلشان بیماری بود، می‌گفتند خدا و پیامبر به ما وعده پیروزی داده بودند، اما وعده‌هایشان دروغ از آب درآمد. برخی نیز مردم را به فرار دعوت می‌کردند و می‌گفتند دیگر نمی‌توان در برابر این وضعیت مقاومت کرد.

در همین فضای دشوار، قرآن از عهدی یاد می‌کند که این افراد پیش‌تر با خدا بسته بودند:

وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا

آنان پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و فرار نکنند؛ و عهد خدا مورد سؤال و بازخواست قرار خواهد گرفت.

بر اساس توضیح سخنران، این پیمان به معنای تعهد به ایستادگی در میدان نبرد است. خداوند از مؤمنان خواسته بود که هنگام رویارویی با دشمن فرار نکنند و در جای خود بایستند. در مقابل، وعده داده بود که هنگام گرفتار شدن آنان در سختی و محاصره، به یاری‌شان بیاید.

قرآن در همین سوره از امداد الهی سخن می‌گوید:

فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا

خداوند باد و لشکریان نادیدنی خود را بر دشمنان فرستاد.

از این منظر، مسئله اصلی این نیست که مؤمنان هیچ‌گاه با خطر و سختی روبه‌رو نشوند؛ بلکه مهم این است که هنگام مواجهه با خطر، عهد خود را فراموش نکنند. گرسنگی، محاصره، ترس و فشار، بخشی از آزمون وفاداری به پیمان هستند.

در این میان، همه افراد جامعه یکسان عمل نمی‌کنند. در کنار منافقان و کسانی که در دلشان بیماری است، گروهی نیز وجود دارند که بر عهد خود می‌مانند. آیه «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» دقیقاً به همین گروه اشاره دارد.

برخی از آنان با شهادت، پیمان خود را به پایان رسانده‌اند؛ اما برخی دیگر همچنان زنده‌اند و باید این مسئولیت را بر دوش بکشند تا زمانی که آن را به پایان برسانند.

سخنران این پیمان را «عهد خون» می‌نامد؛ یا می‌توان آن را «عهد عشق» و حتی «عهد خونین عشق» نامید. در کنار سه عهدی که پیش‌تر مطرح شد، اکنون با عهدی میان مردم و خدا روبه‌رو هستیم: پیمانی که وفاداری به آن ممکن است تا پای جان ادامه پیدا کند.

جهاد در قرآن؛ چه کسی دشمن خداست و چه عملی در راه خداست؟

در بخش دیگری از جلسه، سخنران به حوادث تروریستی اخیر در منطقه، به‌ویژه حملات علیه شیعیان در حرات، اشاره می‌کند. او از کسانی انتقاد می‌کند که با عنوان جهاد و مبارزه با کفار، مسلمانان و به‌خصوص شیعیان را هدف قرار می‌دهند.

به اعتقاد او، این افراد تحت تأثیر تبلیغات گروه‌های تکفیری و جریان‌های وهابی و سلفی، دیگر مسلمانان را کافر می‌دانند و کشتن آنان را اقدامی دینی تصور می‌کنند. سخنران از این افراد می‌خواهد به‌جای پیروی از چنین تبلیغاتی، به خود قرآن مراجعه کنند و ببینند جهاد در راه خدا چه ویژگی‌هایی دارد.

او برای توضیح این مسئله به آیه ۱۲۰ سوره توبه استناد می‌کند:

مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ

شایسته نیست مردم مدینه و بادیه‌نشینان اطراف آن از همراهی با پیامبر خدا سر باز زنند و جان خود را بر جان او ترجیح دهند.

سخنران این آیه را در ادامه بحث پیشین درباره اطاعت از پیامبر قرار می‌دهد. به باور او، اطاعت از پیامبر فقط به معنای نافرمانی نکردن نیست؛ بلکه مؤمنان باید پیامبر را بر خود مقدم بدانند و حاضر باشند جان خود را در راه همراهی با او به خطر بیندازند.

البته این همراهی بدون پاداش نمی‌ماند. آیه در ادامه، سختی‌هایی را که مؤمنان در راه خدا تحمل می‌کنند برمی‌شمارد:

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ

هیچ تشنگی، خستگی یا گرسنگی‌ای در راه خدا به آنان نمی‌رسد و هیچ قدمی برنمی‌دارند که موجب خشم کافران شود و هیچ آسیبی به دشمن نمی‌رسانند، مگر آنکه در برابر آن برایشان عملی صالح نوشته می‌شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند.

سخنران بر چند نکته در این آیه تأکید می‌کند:

نخست اینکه سختی‌های مسیر جهاد، از تشنگی و گرسنگی گرفته تا خستگی و دشواری‌های دیگر، بی‌پاداش نمی‌مانند. حتی تحمل همین رنج‌ها نیز در پیشگاه خداوند عمل صالح محسوب می‌شود.

دوم اینکه قرآن تنها به نتیجه نهایی یک اقدام توجه ندارد؛ حتی قدم برداشتن در مسیر مقابله با دشمن نیز ارزشمند است. عبارت «وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا» از همین قدم‌ها سخن می‌گوید؛ قدم‌هایی که باید موجب خشم دشمن شوند.

سخنران در اینجا راهپیمایی‌هایی مانند روز قدس را نیز نمونه‌ای از چنین اقداماتی می‌داند؛ زیرا به تعبیر او، حضور مردم در این حرکت‌ها می‌تواند دشمنان را خشمگین کند و نشان‌دهنده پایداری امت اسلامی باشد.

معیار تشخیص جهاد؛ خشمگین کردن دشمن یا خدمت به نقشه او؟

مهم‌ترین بخش استدلال سخنران در برابر گروه‌های تکفیری، همین معیار قرآنی است: عملی که به نام جهاد انجام می‌شود، باید در عمل موجب خشم دشمنان خدا شود، نه اینکه آنان را خوشحال کند.

او با طرح چند پرسش، این گروه‌ها را به بازنگری در رفتار خود دعوت می‌کند: دشمن اصلی چه کسی است؟ چه کسانی بیت‌المقدس را اشغال کرده‌اند؟ چه کسانی سرزمین‌های اسلامی را تحت فشار قرار داده و مردم مسلمان را به استضعاف کشانده‌اند؟ و اگر کسی به‌جای مقابله با این دشمنان، در میان مسلمانان بمب‌گذاری کند و شیعیان را بکشد، آیا قدرت‌های دشمن از این اتفاق ناراحت می‌شوند یا خوشحال؟

از نگاه سخنران، کشتن مسلمانان و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی نه‌تنها موجب خشم دشمنان نمی‌شود، بلکه دقیقاً در راستای خواست و منافع آنان است. وقتی مسلمانان به جان یکدیگر می‌افتند، دشمنان خارجی از تضعیف و پراکندگی آنان سود می‌برند.

او تأکید می‌کند که شیعیان پیرو قرآن و اهل‌بیت هستند و کشتن آنان را نمی‌توان به نام مبارزه با کفار توجیه کرد. همچنین به نمونه سوریه اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که قربانیان خشونت‌های گروه‌های افراطی فقط شیعیان نبودند؛ بسیاری از مردم عادی نیز در خانه‌ها و زندگی روزمره خود هدف قرار گرفتند.

سخنران جوانانی را که تحت تأثیر تبلیغات و آموزش‌های گروه‌های تکفیری قرار گرفته‌اند، به توبه و بازگشت دعوت می‌کند. او از آنان می‌خواهد پیش از آنکه دیر شود، از این مسیر انحرافی فاصله بگیرند و به‌جای اطاعت از کسانی که آنان را به خشونت علیه مسلمانان سوق می‌دهند، به قرآن بازگردند.

پیام اصلی این بخش چنین است: اگر کسی واقعاً می‌خواهد در راه خدا قدم بردارد، باید ببیند عمل او چه نتیجه‌ای دارد. نمی‌توان عملی را که به سود دشمن و موجب تفرقه و تضعیف مسلمانان است، با نام خدا و پیامبر توجیه کرد. گام مؤمن باید دشمن را خشمگین کند، نه اینکه خواسته او را برآورده سازد.

شوق جهاد و وفاداری به عهد

در پایان جلسه، سخنران حدیثی را نقل می‌کند که مضمون آن چنین است: هر کس از دنیا برود، در حالی که شوق جهاد در دل نداشته باشد، بر شاخه‌ای از نفاق از دنیا رفته است.

او این مضمون را با پایان آیه سوره احزاب پیوند می‌دهد:

وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

آنان در عهد خود هیچ تغییری ندادند.

از نگاه سخنران، وفاداری به عهد الهی تنها به کسانی اختصاص ندارد که در میدان نبرد به شهادت می‌رسند. کسانی که هنوز زنده‌اند نیز باید روحیه وفاداری، آمادگی و شوق انجام مسئولیت را در خود حفظ کنند. شهادت، پایان مسیر گروهی از مؤمنان است؛ اما برای گروهی دیگر، این عهد همچنان پابرجاست و باید تا پایان عمر به آن وفادار بمانند.

جلسه با تلاوت سوره کوثر به پایان می‌رسد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ۝ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ۝ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

جمع‌بندی

محور اصلی این جلسه، مفهوم عهد مؤمنان با خدا و وفاداری به آن تا پای جان است. آیه «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» از دو گروه سخن می‌گوید: کسانی که پیمان خود را با شهادت به پایان رسانده‌اند و کسانی که همچنان در انتظارند و مسئولیت آن را بر دوش دارند.

در این چارچوب، شهادت نوعی گواهی عملی بر حقانیت مسیر است؛ گواهی‌ای که می‌تواند هم حقیقت را آشکار کند و هم ستمگر را رسوا سازد. از سوی دیگر، جهاد نیز باید با معیارهای قرآنی سنجیده شود. هر اقدامی که به نام خدا انجام می‌شود، لزوماً در راه خدا نیست؛ بلکه باید دید آیا آن اقدام در مسیر مقابله با دشمن واقعی و حمایت از امت اسلامی است یا به تفرقه و تقویت دشمنان منجر می‌شود.

پیام نهایی سخنران این است که وفاداری به عهد الهی، هم در ایستادگی و فداکاری معنا پیدا می‌کند و هم در تشخیص درست مسیر و پرهیز از اقداماتی که برخلاف هدف و روح جهاد هستند.

یادداشت تدوین

این متن بر اساس محتوای سخنرانی و متن پیاده‌سازی‌شده آن تنظیم شده است. تکرارها، مکث‌ها، عبارت‌های گفتاری زائد و حاشیه‌هایی که در انتقال استدلال نقشی نداشتند، برای روان‌تر شدن متن حذف یا فشرده شده‌اند. آیات قرآنی تا حد امکان با رسم‌الخط و متن عربی معیار بازنویسی شده‌اند. همچنین دیدگاه‌ها و تفسیرهای تاریخی، سیاسی و دینی مطرح‌شده در سخنرانی، به‌عنوان مواضع و برداشت‌های سخنران حفظ شده‌اند و در این تدوین به‌صورت مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند.

این مطلب را به دوستان‌تان ارسال کنید.
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
X
Threads
Email